السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

بابام میگه امام رضا (ع) مریضا رو شفا می ده دوای درد مردمو از طرف خدا می ده

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

بابام میگه امام رضا (ع) مریضا رو شفا می ده دوای درد مردمو از طرف خدا می ده

مشخصات بلاگ
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)
طبقه بندی موضوعی
بایگانی

سلامتان می کنم،

سلام به روی گل ضریحتان

"اللهّمَ صَلّ عَلی عَلی بنْ موسَی الرّضا المرتَضی

الامامِ التّقی النّقی

و حُجّتکَ عَلی مَنْ فَوقَ الارْضَ

و مَن تَحتَ الثری

الصّدّیق الشَّهید

صَلَوةَ کثیرَةً تامَةً زاکیَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه

 کافْضَلِ ما صَلّیَتَ عَلی اَحَدٍ مِنْ اوْلیائِکَ."

همه عمر بر ندارم سراز این خمار مستی؛ که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی؛ تو نه مثل آفتابی، که حضور و غیبت افتد؛ دگران روند و آیند وتو.... همچنان که هستی؛

اسم شیرینتان هر روز بر سر زبانم هست ... به هر فراز از صلوات خاصه که می رسم یا هر جا حرفی و نشانی از شماست قند توی دلم آب می شود... دلیلش بین خودمان :)

آقای خوبی ها... حضرت رئوف... حضرت دلبر... به خدا بگویید "قلبم دچارش بشود و غیر از دلم

 بروند" که برای خودش باشم...

که برای خودش بنویسم و برای خودش راضی بشوم....

این ها را به شما می گویم چون راه رضایت خدا از رضایت حضرتتان است...

بگو راهم بدهد به بهشتش

من دل خوشم به حضور و لمس و مرور صحن تان و یادتان در قلبم. و راضی تر به اینکه هوایم را توی بحران ها دارید، تنهایم نگذارید یک وقت...

 

اجازه می خواهم مدتی از شما. مثل خادم کوچکی که از سَروَرَش اجازه رخصت می خواهد...مدتی اینجا نخواهم نوشت ، فرصتی می خواهم برای رسیدگی و اهتمام به خیلی از امور و خودسازی .... دعایم کنید و ضامنم شوید مثل همیشه های همیشه و بخواهید که توفیق خدمت دوباره تان را داشته باشم ...

آمین

خادم و خاک پایتان/ کبوتر سپید ...

 

  • کبوتر سپید

یکی پرسید توی این گرما با چادر آب پز نمی شی؟


کسی انگار درِ گوشم زمزمه می‌کند: قُل نارُ جهنَّم اَشدّ حرَّا


دراین روزهای سیاه عریانی،روسپیدتراز چادر نمی یابم

  • کبوتر سپید

این جشنها برای من آقا نمی‌شود

شب با چراغ عاریه فردا نمی‌شود

   ***

خورشیدی و نگاه مرا می‌کنی ‌سفید

می‌خواستم ببینمت اما نمی‌شود

  ***

شمشیرتان کجاست؟ بزن گردن مرا

وقتی که کور شد گرهی وا نمی‌شود

 ***

یوسف! به شهر بی‌هنران وجه خویش را

عرضه مکن که هیچ تقاضا نمی‌شود

***

اینجا همه منند، منِ بی خیالِ تو

اینجا کسی برای شما ما نمی‌شود

***

آقا جسارت است ولی زودتر بیا

این کارها به صبر و مدارا نمی‌شود

***

تاچند فرسخی خودم ایستاده‌ام

تامرز یأس، تا به عدم، تا نمی‌شود

***

می‌پرسم ازخودم‌غزلی‌گفته‌ای‌ولی

با این همه‌ردیف،‌ چرا با نمی‌شود؟!

                      

                                                                                                        رضا جعفری

  • کبوتر سپید

بهار
و این‌همه دل‌تنگی؟!
نه،
شاید فرشته‌ای
فصل‌ها را به اشتباه
ورق زده باشد!

اللهم عجل لولیک الفرج
  • کبوتر سپید

پرسید: اسمت چیست؟

- علی

+ اسم برادرت؟

- علی

+ علی، علی.... پدرت چه می خواهد از این همه علی؟

_ ......

+.......*

پدر گفته بود به خدا اگر ده ها پسر داشتم اسم همه را "علی" می گذاشتم و اگر دهها دختر داشتم 

اسم همه را "فاطمه"


* گفت و گوی والی مدینه با حضرت علی اکبر 


ولادت حضرت علی اکبر و روز جوان مبارکمان ...

  • کبوتر سپید

......

بلندترین اتفاق، افتادن از نگاه توست یابن الحسن ...


العجل یا مولا...

  • کبوتر سپید

یک‌جورِ خاصی دوستش می‌داشت. به سینه می‌فشردَش، می‌بوییدَش، 

می‌بوسیدَش. می‌نشاندش روی شانه و به همه اعلام می‌‌کرد چقدر برایش 

عزیز است. اسمش را هم خودش انتخاب کرده بود؛ به پیشنهادِ خدا و وساطتِ 

جبرییل. حسین، عربیِ شبیر بود؛ اسمِ پسرِ دوم هارون. آخر علی برایش به 

هارون می‌مانست برای موسی.. این حرفِ عجیبش را همه شنیده بودند: 

«حسین از من است و من از حسینم»

حالا بعد سال‌ها همه می فهمند راست گفته، او هم از حسین بود

  • کبوتر سپید

فهمیدن این که حسابش با بقیه خلائق فرق می کند چندان سخت نیست

اینکه منتخب میشود، اینکه جبرئیل بر قلبش حرف های خدا را نازل می کند و برایش سلام و

تحیت خاص از طرف محبوبش می آورد...

محمّد (ص) خاص است، یکی است و دردانه هست و معجزه اش نیز هم!

معجزه پیامبرِ من عصایی نیست که جلوی چشم دیگران اژدها بشود یا که نیل را بشکافد!

معجزه اش نه دم مسیحایی بود که مرده را زنده کند نه بازوی نورانی اش.

نه شتری که از دل کوه بیرون بیاید نه سخن گفتنش با پرنده و مورچه

و نه عذاب های عجیب و غریبی که بر مردم ناسپاسِ قومش نازل بشود....

آآآآی مردم معجزه پیامبرِ دوست داشتنی من از جنس کلمه است، از جنس کتاب، همان "یار 

مهربان".  کلمه هایی که همه نور اند، ذکرند، شفایند، اسم های اعظم اند و تذکرند...

راستی بیایید  توی این عصر انفجارِ اطلاعات به همه خلایقِ قرن بیست و یک، معجزه 

پیامبرمان را یاد آوری کنیم و مفتخرانه بگوییم این است معجزه پیامبرمان...

بگوییم معجزه والاپیامدارما کتاب است از جنس فکر و اندیشه و هربار اعجازش را می خوانیم و 

 به او ایمان می آوریم...

مهربان رسولِ دوست داشتنی ما مبعوث شدنتان برای رسالت مبارکمان ... :)



مقارنه ماه و سیاره مشتری بر فراز حرم پیام آور صلح و مهربانی - مسجد النبی

22 دی 1392- عکاس بنده :)

  • کبوتر سپید

دم " یا کاظم " گرفتیم تا درای بسته وا شد
اونقدر خوندیم که آخر ساقی مون امام رضا شد
                                                                       قاسم صرافان



پ.ن1: سلام بر آن آقایی که در قعر زندان ها و سیاه چال های تاریک مورد آزار و شکنجه قرار گرفت ...
پ.ن2: درب حرم مطهر امام کاظم و امام جواد علیهم السلام


  • کبوتر سپید

با تعمیم رفتارهای مامان می رسم به این که ...مامان ها به نوعی زیراکس همدیگرند، برای بچه هاشان 

کم نمی گذارند. از معنویات و حس های عاطفی گرفته تــــــــــــــــــا مادیات، مثلا" فرقی ندارد که بچه 

ها توی خانه های خودشان هر چی داشته باشند... مدل مامانِ ما این جوری است که به تعداد بچه هایش

 برایشان از هر چیزی که توی خانه دارد کنار بگذارد "تا بچه ها دست خالی نروند" و با بقچه ای مهر

 و بی هیچ چشم داشت تقدیم می کندشان...

 دوستی نقل کرد محبت و عطوفت مادر یک قطره از دریای حب خداست به بنده اش....

سه روز میهمانت بودم

توی خانه ات همه چیز رو به راه و عالی بود. سرگذاشتم روی شانه های فرشته ها و سبک شدم و 

با همه شواهد و قرائن میتوانم یقین کنم که من هم دست خالی برنمی گردم ...

آمین...

  • کبوتر سپید