السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

بابام میگه امام رضا (ع) مریضا رو شفا می ده دوای درد مردمو از طرف خدا می ده

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

بابام میگه امام رضا (ع) مریضا رو شفا می ده دوای درد مردمو از طرف خدا می ده

مشخصات بلاگ
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)
طبقه بندی موضوعی
بایگانی

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شناخت» ثبت شده است

فکر می کنم برای کسی که دوست دارد زندگی  خوبی (که این خوب بودن بی شک تعاریف مختلفی دارد ) داشته باشد اگر متمکن است که چه بهتردر جوانی اش  به حج برود و مناسک آن را به جا بیاورد اما اگر نه و برایش کمال ،مهم است مناسک حج را لا اقل بخواند – هر چند در هیچ برهه از زمان زندگی اش نصیبش نشود

از مناسک با اهمیت حج ورود به عرفات است و با تعمیمش می رسیم به شناخت ،شناخت خود...!

به نظرم پیش از آنکه سَرند کنی یکی یکی خواستگارانت را تا برسی به کسی که حالا نسبتا" معیار هایت را برای ازدواج دارد – شرط اول قدم آنست که خودت را شناخته باشی – یعنی اینکه بدانیم چه می خواهیم از زندگی خودمان ،مقصد نظرمان از ازدواج چیست ، وقتی یاد بگیریم به خودمان ،به خواسته هایمان احترام بگذاریم –وقتی یاد بگیریم دوست داشته باشیم هر آنچه برای دیگران خاصه نزدیکانت مهم است آنوقت ،وقت آن رسیده که یک نفر دیگر را هم شریک دنیای خودمان کنیم یا راهشان بدهیم به خلوت تفکرات خودمان ...

شناخت خود ، اولین و مهم ترین قدم است برای یک زندگی ،زندگی مشترک؛

وقتی خودم را ،عقایدم را، علایقم را بشناسم آن وقت یک نفر که قرار است لحظه لحظه ام با او سپری شود دیگر نگران این نیست که افکار و نظرات گسیخته مرا تحمل کند ! برایش بشوم یک ستاره متغیر؛

البته همه این ها از یک بُعد بخصوص است – از بُعد فرازهای زندگی – مثال هایش  هم آنقدر زیاد است که فکر می کنم چه نیازی به گفتن ... که در همین فرازهای زندگی هم اگر همین نکته را فراموش کنیم می رسیم به بن بست !

از زوایای مختلف  که بسنجی اش خیلی سخت است  همگون شدن با کسی که بیست و چند سال از یک خانواده ،با یک فرهنگ ،یک روحیه خاص رشد کرده ،شخصیتش ساخته شده و حالا تو منتخب او شده ای برای باقی عمرش و تو انتخابش کرده ای برای باقی عمرت . برای آرامش خودت ....برای آرامش او

این شناختِ خود، یعنی دلخوشی های خودت هم یادت نرود؛ قرار نیست خواسته های هیچ کدام فدای دیگری شود و نمی شود یک شبه هیچ کس را تغییر داد. هیچ کداممان دوبار هم زندگی نمی کنیم ، زمان لازم است . زندگی مشترک یعنی به اشتراک  گذاشتن سلایق مشترک و کمرنگ تر کردن تضاد ها.

چند وقت پیش در جایی از شخصی به نام کافمن نظریه ای نقل شد با این مضمون : " زندگی مانند نمایشی است که یک پشت صحنه دارد و یک جلوی صحنه – پشت صحنه محل آماده شدن برای جلوی صحنه است. هر یک از ما نقشی در جلوی صحنه داریم که پشت صحنه خود را برای آن آماده می کنیم"

فکر کردم چه تعبیر قشنگی است .وضعیت زندگی من  در درونم "یا روحیاتم" و آنچه ظاهرا" نشان می دهم که این نقش "تفاوت من ِدرون و منِ بیرون" حتی در بین دوستانم شاید خیلی فرق کند. (شخصا" برای من فرقی نمی کند) :)

اما به طور جد برای خوشبختی شریک زندگی لازم است و لازم است یک خودشناسی  قبل از انتخاب درست از خود داشته باشیم و خود درونمان  که من اسمش را گذاشته ام خودِ منصفانه  را جدّی تر بگیریم

و در آخرین کلام :

کسی که خود را نمیشناسد توان و امکان دوست داشتن خود را ندارد و کسی که خود را دوست ندارد نمی تواند دیگری را دوست بدارد ،چون قدرشناسی نمی داند و آن که قدرشناسی نمی داند نمی تواند معشوق زندگی اش را از چشم  معشوق ببیند نه از دیده خود تنها .



پ . ن 1: متمکن نیستم و هنوز آرزومند دیدار گنبد خضرا و طواف خانه خدایم.

پ.ن 2 : همه این ها که نوشتم را کبوتر رضوی می داند و فقط نوشتم تا مکتوب شود

پ.ن 3:  این حکم ها و نظریه ها برای آقا پسران خاصی  که خان اوّل انتخاب دختر خانم ها  را رد می کنند ،بیان میشود .گذشتن از این خان اوّل  آنقدر ها هم آسان نیست.  به بیان ساده تر این احکام برای یک فرد ایده آل ذکر شده . لا به لای این حکم ها می شود قضیه را دو جانبه بسط داد چه برای دختر خانم ها چه برای آقا پسرها

پ.ن 4 : کبوتر رضوی عزیزم این روزها حسابی پرمشغله است چون قرار است همین روزها راهی خانه بخت شود . از خدای بزرگم و از امام رضا (ع) ،امام خوبی ها برای کبوتر و همسر ارجمندش آرزوی خوشبختی و شادیهای ماندگار می کنم .

کبوتر رضوی  مبارکت باشد...

  • کبوتر سپید